تبلیغات
عاشقانه های من - دلم یک باغ می خواهد ...
 
عاشقانه های من
دوشنبه 1 آذر 1395 :: نویسنده : مهدی امینی

دلم یک باغ می خواهد ...

.............. که در یک عصر پاییزی ،

ببینم از غزل ،

در اســتکانم چای می ریزی .

تو را وقتی تصـور می کنم ،

بی چتر می آیی ...

شبیه شاخه ی یاسی ،

......... که در باران دلاویزی .

هوای هر دوسوی پنجره ،

بعد از تو بارانی ست .

دلم یکـریز می بارد ،

....... چه اقـرار غم انگیزی .

قدم هرجا که بگذاری ،

... به هم می ریزی آنجا را ،

تو یک جـغرافــیای خاص داری ،

زلزله خیزی .

شبیه بحث مرگ و زندگی ...

یا مثل خون هستی ،

که محـتاج تو هسـتم ...

....... مثل یک مرد دیالـیزی .

چه یلداهای بسیاری ...

......... تو را در خواب می بینم ،

که در آییـنه ،

با موی بلــند خـود گلاویزی .

هنوز از شـعرهایم ...

... بوی عطـر سیب می آید .

و می دانم تو هم در خنده ات ...

از سیب لبریزی .

خزان ! خش خش که می آیی ،

از آن یار دبستانی ...

بـــــرای مرد پاییزی ...

بیاور نـــــامه ای ، چیزی .






نوع مطلب :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
: در گوگل محبوب میکنم
جهت حمایت از عاشقانه های من روی +1 کلیک کنید